تبلیغات
دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی کاشان - پیداشده ی به نام ، پیداشده های بی نام

پیداشده ی به نام ، پیداشده های بی نام

جمعه 26 خرداد 1391 10:38 ق.ظ   نویسنده : امیرمحمد نعمتی      


به پایان رسید انتظار مادر کاشانی ولی حکایت همچنان باقیست ...

بهمن ماه بود که حادثه ای غم انگیز مردم کاشان را در اندوهی بزرگ فرو برد.
و آن حادثه مرگ کوهنوردانی بود که گرفتار بهمن شدند . چند روز تا چند ده روزی به یاد آنان بودیم و آن جوانی که حتی جسدش را هم پیدا نکردند ولی مادر داغدارش همچنان داغدار او بود...اورا از یاد بردیم ولی مادرش همچنان داغدار او بود ...داغداری اش با بقیه فرق داشت چون حتی... جسد گل پسش را هم ندیده بود ...یادمان نبود و زندگیمان  را میکردیم که ناگهان خبر کشف جسد را در ارتفاع 3600 متری و در عمق 3 متری دادند...دوباره غمی وجودمان را گرفت ...بی شک دوباره او را فراموش خواهیم کرد ولی مادرش همچنان داغدار او خواهد بود...آن مادر پنج ماه در انتظار پیدا شدن فرزندش بود و به مراد دلش رسید ولی آن مادران و شیرنان چه کنند که 33 سال ، آری 33 سال در انتظار پیکر گل هایشان ماندند ، همان گل هایی که به جبهه ی عشق رفتند و پرپر شدند...آیا آن مادران را هم یادمان بود ؟؟؟یادمان افتاد وقتی پیکر شهدای گمنام را به شهرمان آوردند ولی باز هم طبق معمول یادمان خواهد رفت ولی داغ دل این مادران دلسوخته در کلبه ی حجران و انتظار یوسفانشان خواهد سوخت... 
ولی حکایت همچنان باقیست .... 
برای سلامتی روح پنج کوهنورد جان باخته ی کاشانی :'علی بهادری نژاد'ابراهیم علیجان زاده'،'حسین تمنایی'،'مهدی احمدیان' و 'مهدی صباغی' و همه شهدای راه عشق که هر چه داریم از آنان است الفاتحه مع الصلوات


آخرین ویرایش: جمعه 26 خرداد 1391 11:13 ق.ظ
دیدگاه ها ()
یکشنبه 9 شهریور 1393 12:03 ق.ظ
باریکلااااااااااااا
شنبه 14 بهمن 1391 12:10 ب.ظ
مسخره مدرسه تون تو حلقم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوشنبه 20 شهریور 1391 11:13 ب.ظ
دلم هواتو کرده: My heart fucks your air!!!!!!!!!
نعمتی جون
یکشنبه 4 تیر 1391 10:44 ب.ظ
با سلام د.ست محترم ...
اگه منظور جنابعالی از رم شهیداست که باید بد جور به حضورتون برسونم که شما هر چی دارین از همین شهیدای بزرگواره ...بله چی فک کردی ...همین شما که الان اون پشت نشستی چیزایی از خ.دت در میکنی امنیت و هویتت رو مدیونی...به کی ...به همین آدما به همین فرشته ها که جون و خونشون رو گذاشتن وسط...وقتی مامانت یه غذا برات درست میکنه ازش تشکر میکنی حال این که اونها جونشونو برات گذاشتن نمیخوای ازشون تشکر کنی...آره داداش اینجوری رسمش نیست ...قدر دون باش یه ذره...!!!!!!!!!!!!!!!!
جمعه 26 خرداد 1391 03:41 ب.ظ
nemidnam chera hameye raahaa bayad be rome khatm beshe.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • این وبلاگ متعلق به دانش آموزان دبیرستان شهید بهشتی سمپاد کاشان میباشد. هر مطلبی اعم از مطالب علمی روز و اخبار مدرسه را اینجا میتوانید پیدا کنید.
    تاریخ تولد وبلاگ: 4 بهمن 1389

نویسندگان

  • علیرضا خادم(59)