تبلیغات
دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی کاشان - مطالب مذهبی
    
    سخن امروز  : 
به وبلاگ دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی کاشان خوش آمدید.

.:. معرفی وبلاگ .:.


این وبلاگ متعلق به دانش آموزان دبیرستان شهید بهشتی سمپاد کاشان میباشد. هر مطلبی اعم از مطالب علمی روز و اخبار مدرسه را اینجا میتوانید پیدا کنید.
تاریخ تولد وبلاگ: 4 بهمن 1389

با تشكر : علیرضا خادم



.:. نویسندگان وبلاگ .:.

  :: علیرضا خادم (59)


.:. تصویر تصادفی .:.


.:. معرفی وبلاگ به دوستان .:.

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما :
ایمیل دوست شما :


.:. خوراك وبلاگ .:.


مشترك خوراك وبلاگ شوید، تا هیچ مطلبی را از دست ندهید


.:. آمار وبلاگ .:.

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :






.:. امكانات وبلاگ .:.





.:. زبان های دیگر .:.

  1. تفاوت در برخورد با اسلام و سایر ادیان
    مربوط به موضوع : مذهبی ,
    سه شنبه 23 خرداد 1391

    سلام. امروز چندتا عکس عالی که نشان دهنده ی شرایط واقعی جهان کنونی است پیدا کردم.
    غربی ها وقتی کار به اسلام و مسلمان میرسد، متاسفانه تغییری 180 درجه در رفتار خود میدهند!
    در عکس های زیر نمونه ی این تغییر رفتار ها رو میبینید.
    فکر کنم همه مون معنی این عکس هارو متوجه میشیم، با این حال اگه کسی نمیدونه در نظرات بگه که براش توضیح بدم.
    لطفاً نظرتون در مورد این عکس ها رو هم بگید!

    برای دیدن بقیه ی عکس ها لطفاً به ادامه ی مطلب بروید.




    آخرین ویرایش: چهارشنبه 31 خرداد 1391 06:52 ب.ظ

    ادامه مطلب | نظرات () | نویسنده : محمدرضا هاشمی
  2. شهادت پیامبر اکرم (ص)
    مربوط به موضوع : مذهبی ,
    شنبه 1 بهمن 1390

    در عزای تو ای چراغ راه

    امت اسلام دارد اشک و آه

    یا رسول الله، یا رسول الله

    در غمت از دل ناله‌ها خیزد

    دیدۀ هستی اشک غم ریزد

    یا رسول الله، یا رسول الله


    کعبه نوشیده جام ماتم را

    کرده تن پوشش جامۀ غم را

    یا رسول الله، یا رسول الله


    شهادت پیامبر اکرم (ص) بر همه ی مسلمانان هستی تسلیت.




    آخرین ویرایش: شنبه 1 بهمن 1390 10:45 ب.ظ

    | نظرات () | نویسنده : علیرضا خادم
  3. فتنه خوارج و تدبیر علی (ع)
    مربوط به موضوع : مذهبی ,
    سه شنبه 17 اسفند 1389

    حكمیت بود، تا مجددا به جنگ با معاویه اقدام كند؛ طایفه اى عباد و نساك از خواص اصحاب امیرالمؤ منین على علیه السلام به تعداد چهار هزار نفر با هم متفق و متحد شده از كوفه بیرون رفتند و حزب تشكیل دادند.
    آنان با شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى به مخالفت با امیرالمؤ منین على علیه السلام برخاستند.
    اى طایفه با تبلیغات فراوان توانستند كه هشت هزار نفر دیگر را همفكر خود كنند و لشكر دوازده هزار نفرى فراهم آورند، در موضع حروراء (1) اردو زدند و فردى به نام عبدالله بن كواء را امیر خود قرار ساختند.
    امیرالمؤ منین على علیه السلام عبدالله بن عباس را به سوى آنان فرستاد تا بپرسد چه مى گویند و چه مى خواهند! براى كدام مقصود اجتماع كردند!
    عبدالله بن عباس نزد آنان رفت ، چون او را دیدند با آواز بلند گفتند: واى بر تو اى ابن عباس ! آیا تو هم مثل امیرت على بن ابى طالب علیه السلام كافر شدى ؟

    عبدالله گفت : یكى از شما كه عالم تر است نزد من آید تا با هم سخن بگوییم . عتاب بن اعور ثعلمى به سوى عبدالله آمد و دو مقابلش ایستاد، و هر چه مى گفت از قرآن مى گفت و گویا همه قرآن را حفظ كرده ، و بر معانى آن واقف بود، سخنهاى بسیارى گفت بن عباس همچنان ساكت و خاموش ‍ ماند.
    عبدالله بن عباس سر برداشت و گفت :
    آنچه خواستى گفتى ، اگر چه بر معانى قرآن واقفى ! ولى به اشتباه افتادى و از راه راست منحرف شدى ، حال گوش كن تا ضرب المثلى بزنم . اى عتاب ! بگو بدانم سراى اسلام از آن كیست و هر چه كسى آن را بنا كرده است .
    عتاب گفت : دار اسلام از آن خداست كه به دست انبیا و پیروان انبیا بنا شده است ، جماعتى به انبیا مؤ من و طایفه اى كافر شدند تا خداى بزرگ ، خاتم الانبیاء محمد مصطفى صلى الله علیه و آله را براى آبادى آن سرا فرستاد.
    عبدالله گفت : آیا محمد مصطفى صلى الله علیه و آله پایه هاى این امارت را محكم كرد و حدود آن را معین فرمود یا خیر؟

    عتاب : بلى حدود آن را معین و عمارت آن را محكم كرد، به طورى كه تا قیامت بر جاى بماند.
    عبدالله آیا رسول خدا صلى الله علیه و آله رحلت كرد یا در میان ماست .؟

    عتاب رحلت كرد.
    عبدالله : راست گفتى ، بدان كه محمد مصطفى صلى الله علیه و آله سراى اسلام را محكم كرده ، و امیرالمؤ منین على علیه السلام را وصى خویش قرار داده تا این سراى آباد، خراب و ویران نشود.
    شما از حق بر نگردید و با او مخالفت نكنید و خود را به هلاكت نیندازید.

    وبلاگ امیرالمومنین - Www.AliMola.MihanBlog.Com


    عبدالله بن عباس نصیحت هاى بسیارى كرد و پندهاى فراوان گفت ، اما او قانع نشد و گفت شما چرا حكمیت عمروعاص را پذیرفتید و چرا اكنون به جنگ بر نمى خیزید؟
    عبدالله گفت : ما پیمان بستیم تا یك سال با هم جنگ نكنیم و اینك منتظریم تا مدت پیمان منقضى شود و على بن ابى طالب علیه السلام كسى نیست كه از حقى كه خداوند برایش قرار داده است ، عقب نشیند.
    خوارج فریاد برآوردند و گفتند: هیهات اى ابن عباس ! ما امروز ولایت و بیعت على بن ابى طالب علیه السلام را نمى پذیریم ، برو و به على بن ابى طالب علیه السلام بگو تا نزد ما آید، احتجاج كنیم و كلام او را بشنویم تا چند مى گوید، شاید از جنگ منصرف شویم .
    عبدالله بن عباس به خدمت امیرالمؤ منین على علیه السلام آمد و آنچه واقع شد به عرض رسانید.
    امیرالمؤ منین على علیه السلام به همراهى یكصد نفر از نخبگان خویش به حروراء به دیدار آنان رفت از آن طرف عبدالله بن كواء با یكصد نفر از خواص در برابر آن حضرت آمد.
    على علیه السلام فرمود: اى ابن كواء سخن بسیار است ، اما بگو تا بدانم یارانت چه مى گویند و از من چه مى خواهند؟

    عبدالله بن كوا گفت : اگر نزدیك تر بیایم از شمشیر تو در امان هستم ؟
    على علیه السلام فرمود: در امانى .
    عبدالله بن كوا با ده نفر از خویشان و اصحاب خود امیرالمؤ منین على علیه السلام آمدند على علیه السلام سخن آغاز كرد و جنگ با معاویه را یادآور شد و آنچه از ماجراى جنگ با معاویه و بالا بردن قرآن بر نیزه ها و كیفیت انتخاب حكمین بود بیان كرد. سپس گفت :
    واى بر تو اى ابن كوا! روزى كه اهل شام قرآن بالاى نیزه كردند آیا نگفتم این خدعه و نیرنگ معاویه و عمروعاص است .
    آیا نگفتم آنان در جنگ شكست خورده و درمانده شدند، بگذارید تا جنگ را تمام كنیم ، شما گفتند چون ما را به كتاب خدا دعوت كردند، باید آنان را اجابت كرد و مرا تهدید كردید، یا تو را مى كشیم یا تحویل معاویه مى دهیم .
    بعد از این كه دست از پیكار كشیدیم و پیشنهاد اهل شام را قبول كردیم خواستم پسر عم خود عبدالله بن عباس را كه مردى زیرك و عالم و با وفا! بود حكم و نماینده خویش قرار دهم ؛ اما جماعتى را شما قبول نكردند و هیچ كس غیر از ابوموسى را نپذیرفتند و من با اكراه به حكمیت ابوموسى راضى شدم .
    سپس در جلو چشمان شما از حكمین تعهد گرفتم از ابتدا تا انتها به كتاب خدا و سنت قطعى محمد مصطفى صلى الله علیه و آله عمل كنند و حال این كه دو نفر حكمین بر خلاف تعهد دیدید چه كردند آیا این چنین نبوده است ؟ (2)

    عبدالله بن كوا گفت : بلى چنین است . پس چون مى دانى حكمین بر خلاف مصلحت مسلمین و مخالف كتاب الله و مكر و خدعه عمل كردند چرا با معاویه نمى جنگى ؟
    امیرالمؤ منین على علیه السلام گفت :
    منتظر پایان یافتن مدت پیمان حكمیت و در اندیشه جمع آورى اعوان و انصار هستم . چون فراهم شود از حق امامت و ولایت خویش دفاع مى كنم . عبدالله بن كوا و ده نفر از همراهان با شنیدن سخنان امیرالمؤ منین على علیه السلام از كرده خود پشیمان شده ، اسب را پیش راندند و به حضرت ملحق شدند و به همراه على علیه السلام به كوفه مراجعت كردند.
    با مراجعت عبدالله بن كوا كه امیر و فرمانده خوارج بود. جمع آنان متفرق شده و شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى سر دادند.

    پی نوشتها:

    1-حرورا در پشت كوفه است ، و گفته شده در دو مایلى كوفه است .
    2-
    مناظره على علیه السلام عبدالله بن كواء در كتاب اخبار طوال ، ص 208 و عقد الفرید 4/327 كامل مبرد 3/1099 مشروحا ذكر شد.

    منبع: كتاب جنگ هاى امام على علیه السلام در پنج سال حكومت




    برچسب ها: 14 معصوم ،
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اسفند 1389 10:30 ب.ظ

    | نظرات () | نویسنده : علیرضا خادم
  4. ...:::::: تبریک به مناسبت میلاد حضرت محمد(ص)و امام جعفر صادق(ع) :::::...
    مربوط به موضوع : مذهبی ,
    دوشنبه 2 اسفند 1389

    میلاد مسعود خاتم الانبیاء حضرت محمد بن عبد الله ‌(صلی الله علیه و اله)

    در سحرگاه روز جمعه هفدهم ربیع الاول سال عام الفیل خورشید تابناك رسالت از اُفق مکه طلوع كرد و با درخشش خود كائنات را جلوه‌ای دیگر بخشید.
    آری ! خاتم رسولان آمد تا بشر را از اسارت نادانی و كفر برهاند و آنها را به سرچشمه‌های نور و سعادت رهنمون سازد؛ آن رسالتی را كه انبیا هزاران سال با تحمل سخت‌ترین شكنجه‌ها بر دوش كشیدند، به نقطة كمال و اوج خود برساند.
    نام گرامی آن حضرت را محمد و كنیه‌‌اش را ابوالقاسم نهادند. پدر گرامیشان حضرت عبدالله و مادر بزرگوارشان حضرت آمنه بنت‌وهب بود .
    ـ وقایع پیش از ولادت
    در شب میلاد مسعود آن اسوة پاكی‌ها و فضیلت‌ها، حوادث عجیبی در جهان رخ داد كه در این جا به ذكر چند حادثه اكتفا می‌كنیم:
    1. آتشكدة فارس كه هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد.
    2. دریاچة ساوه كه آن را می‌پرستیدند، یكباره خشك و به نمكزار تبدیل شد.
    3. همة بتها در خانة كعبه فرو ریخت و این ندا از آسمان شنیده شد: جَاءَ الحَقَّ وَ زَهَقَ الباطِل، ‎‎إِنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقا4. ایوان عظیم كاخ مدائن (كاخ پادشاه ایران) به لرزه درآمد و چهارده کنگره از آن فرو ریخت.
    5. آب رود سماوه (رودی بین كوفه و شام) زیاد شد و به جریان افتاد.
    امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ابلیس (پدر شیطان‌ها) در آسمانهای هفتگانه، رفت و آمد می‌كرد؛ هنگامی كه عیسی (علیه السلام) متولد شد، از پرواز به سه آسمان ممنوع گردید ولی هنگامی كه پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) متولّد شد، از پرواز به سوی همه‌ آسمانهای هفتگانه ممنوع شد، و شیطانهایی كه به سوی آسمان می‌رفتند با تیرهای شهاب آسمانی رانده می‌شدند».

    ـ معجزات پیامبر اكرم ‌(صلی الله علیه و اله)

    كتاب آسمانی قرآن مجید، معجزة جاودان پیامبرگرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) به شمار می‌رود اما گذشته از آن معجزات فراوانی از آن حضرت مشاهده شد كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌كنیم:
    1. سخن گفتن آن حضرت با حیوانات؛
    2. مستجاب شدن دعای آن حضرت در زنده شدن مردگان و بینا كردن كوران و شفایافتن بیماران؛
    3. آگاهی پیامبر (صلی الله علیه و اله) به زبانهای مختلف و سخن گفتن به همة آنها؛
    4. تسبیح گفتن سنگریزه‌ها در دست مبارك آن حضرت به طوریكه مردم آن را می‌شنیدند؛
    5. وجود مقدس پیامبر (صلی الله علیه و اله) در آفتاب سایه‌ نداشتند؛
    6. دست مبارك آن حضرت به هر طعامی كه می‌رسید با بركت می‌شد و از طعام اندك، جمع كثیری را سیر می‌كرد؛
    7 . رسول خدا(صلی الله علیه و اله) هر گاه بر زمین نرم راه می‌رفتند، جای پایشان نمی‌ماند و هنگامی كه بر سنگ سخت راه می‌رفتند اثر پای مباركشان می‌ماند.



    ولادت با سعادت، امام جعفر صادق (علیه السلام) ، رییس مذهب شیعه

    در روز دوشنبه هفدهم ربیع الاول سال 83 هـ .ق. امام جعفر صادق (علیه السلام) در مدینه چشم به جهان گشودند و هستی را با نور جمالشان، صفا و طراوت بخشیدند. پدر بزرگوارشان امام محمد باقر (علیه السلام) و مادر گرامیشان اُمّ فَروَه از زنان پرهیزگار، با ایمان و نیكوكار بودند. اسم مبارك آن امام، جعفر بود و كنیة شریفشان ابوعبد الله و القاب آن حضرت، صابر، فاضل، طاهر و صادق بود كه مشهورترینشان همان صادق است.




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اسفند 1389 10:29 ب.ظ

    | نظرات () | نویسنده : علیرضا خادم
  5. ruhollah khomeini
    مربوط به موضوع : مذهبی ,
    پنجشنبه 21 بهمن 1389

    In the name of God

     

    Early life

    The origin of Khomeini family is from Nishapur, Iran. Towards the end of the 18th century the ancestors of Ruhollah Khomeini had migrated from their original home in Nishapur to the Kingdom of Oudh of India whose rulers were Twelver Shia Muslims; they settled in the town of Kintoor. Ayatollah Khomeini's paternal grandfather, Seyyed Ahmad Musavi Hindi, was born in Kintoor, he was a contemporary and relative of the famous scholar Ayatollah Syed Mir Hamid Hussain Musavi. He left Lucknow in 1830 on a pilgrimage to the tomb of Imam Ali in Najaf, Iraq and never returned. According to a statement attributed to Khomeini's elder brother, Seyed Morteza Pasandideh, Seyyed Ahmad Musavi Hindi's point of departure was Kashmir. Also in a letter to Ayatollah Yousuf Kashmiri, Ayatollah Khomeini confirms the Kashmiri origins of his grandfather. According to Moin this movement was to escape colonial rule of British Raj in India. He visited Iran in 1834 and settled down in Khomein in 1839. Although he stayed back and settled in Iran, he continued to be known as Hindi, even Ruhollah Khomeini used Hindi as pen name in some of his ghazals.

    Ruhollah began to study the Qur'an, Islam's holiest book, and elementary Persian at age six. The following year, he began to attend a local school, where he learned religion, "noheh khani" and other traditional subjects. Throughout his childhood, he would continue his religious education with the assistance of his relatives, including his mother's cousin, Ja'far, and his elder brother, Morteza Pasandideh.

    After World War I arrangements were made for him to study at the Islamic seminary in Esfahan, but he was attracted instead to the seminary in Arak. He was placed under the leadership of Ayatollah Abdul Karim Haeri Yazdi. In 1920, Khomeini moved to Arak and commenced his studies. The following year, Ayatollah Haeri Yazdi transferred to the Islamic seminary at the holy city of Qom, southwest of Tehran, and invited his students to follow. Khomeini accepted the invitation, moved, and took up residence at the Dar al-Shafa school in Qom. Khomeini's studies included Islamic law (sharia) and jurisprudence (fiqh), but by that time, Khomeini had also acquired an interest in poetry and philosophy (irfan). So, upon arriving in Qom, Khomeini sought the guidance of Mirza Ali Akbar Yazdi, a scholar of philosophy and mysticism. Yazdi died in 1924, but Khomeini would continue to pursue his interest in philosophy with two other teachers, Javad Aqa Maleki Tabrizi and Rafi'i Qazvini. However, perhaps Khomeini's biggest influences were yet another teacher, Mirza Muhammad 'Ali Shahabadi, and a variety of historic Sufi mystics, including Mulla Sadra and Ibn Arabi.

    Ruhollah Khomeini was a lecturer at Najaf and Qum seminaries for decades before he was known in the political scene. He soon became a leading scholar of Shia Islam. He taught political philosophy, Islamic history and ethics. Several of his students (e.g. Morteza Motahhari) later became leading Islamic philosophers and also marja. As a scholar and teacher, Khomeini produced numerous writings on Islamic philosophy, law, and ethics. He showed an exceptional interest in subjects like philosophy and gnosticism that not only were usually absent from the curriculum of seminaries but were often an object of hostility and suspicion.

    Muslim scholar

    Name:

    Ayatollah Moosavi Khomeini

    Title:

    Imam Khomeini

    Birth:

    22 September 1902

    Death:

    3 June 1989(1989-06-03) (aged 86)

    Region:

    Iran

    Maddhab:

    Shia Islam

    Main interests:

    Fiqh, Irfan, Islamic philosophy, Islamic ethics, Hadith, politics

    Notable ideas:

    Guardianship of the Islamic Jurists, Islamic Democrasy, Dynamic Fiqh

    Works:

    Islamic Government, Tahrir-ol-vasyleh, Forty Hadith, Adab as Salat

    Influences:

    Mulla Sadra, Abdol-Karim Haeri-Yazdi, Hassan Modarres

    Influenced:

    Mohammad Beheshti, Hossein-Ali Montazeri, Morteza Motahhari, Akbar Hashemi, Fazel Lankarani, Mehdi Karroubi, Ali Khamenei




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اسفند 1389 10:37 ب.ظ

    Conectue | نظرات () | نویسنده : علیرضا خادم
  6. برداشت استاد مطهری از قرآن در مورد دنیا
    مربوط به موضوع : مذهبی ,
    جمعه 15 بهمن 1389

    مطالبی از استاد شهید مطهری از كتاب " بیست گفتار "  در مورد دنیا

                                  

    1- متداول‏ترین مطلبی‏ كه به عنوان موعظه و نصیحت از زبان دین گفته می‏شود همانهاست كه تحت‏ عنوان مذمت دنیا و بدی دنیا و توصیه ترك دنیا و رها كردن آن گفته می‏شود

     

    2- اگر بحث دنیا به‏ طرز خوب و معقولی تفسیر شود ، در تهذیب اخلاق و عزت نفس و بلندی نظر و خوشبختی فردی و حسن روابط اجتماعی مردم‏ مؤثر است

     

    3- مواعظ و نصایحی كه تدریجا به‏ شعر یا نثر در  زمینه دنیا پیدا شده غالبا به شكل غلط است  و اثر تخدیر و بی حس كردن را دارد

     

    4- قرآن با اینكه دنیا را به عنوان اینكه غایت آمال و منتهای آرزو باشد قابل و لایق برای بشر نمی‏داند ، در عین حال نمی‏گوید كه موجودات و مخلوقات عالم با همه نظاماتی كه دارند و گردشها و حركتها كه می‏كنند باطل است

     

    5- اساسا بدبینی به خلقت و آفرینش و به گردش و نظام عالم با فلسفه اسلام‏ ، یعنی با هسته مركزی فلسفه اسلام كه توحید است ، سازگار نیست

     

    6- مادیات دنیا ارزش این را ندارد كه هدف اعلی باشد

     

    7- محبت دنیا و علاقه به دنیا بد است ، نه خود دنیا

     

    8- علاقه‏ای كه بشر به دنیا دارد علاقه فطری و طبیعی است و نباید این علاقه ها را از بین برد

     

    9- علاقه به فرزند ، علاقه به پدر و مادر ، علاقه به همسر ، علاقه به مال و ثروت ، همه اینها حكمتهای بزرگی دارد كه‏ بدون اینها اساس زندگی بشر از هم پاشیده می‏شود

     

    10 - قرآن كریم همین محبتها را به عنوان نشانه‏های حكمت پروردگار ذكر می‏كند

     

    11- اگر محبت همسر بد می‏بود ، در قرآن  به عنوان یكی از نشانه‏ها و آثار حكمت و تدابیر حكیمانه خداوند ذكر نمی‏شد

     

    12- آنها كه به تمام دنیا و هستی با نظر بدبینی نگاه می‏كنند و هستی و حیات را شر و تباهی می‏دانند ، راه چاره و راه حلی هم برای سعادت بشر و نجات او ازبدبختی ندارند مگر پوچیگرایی و خودكشی

     

    13- آن چیزی كه از قرآن كریم استفاده می‏شود این نیست كه اساسا علاقه و محبت به كائنات بد است

     

    14- آنچه قرآن آن را مذموم می‏شمارد ، علاقه به معنی بسته بودن و دلخوش بودن و قانع بودن و رضایت دادن به امور مادی دنیوی است

     

    15- قرآن اهل دنیا را اینطور معرفی می كند:

    آنهایی كه امیدوار به ملاقات ما نیستند و رضایت داده‏اند به زندگی‏ دنیا و به آن آرام گرفته‏اند و آنها كه از آیات ما غافل‏اند  (7- یونس )

     

    16- قرآن می فرماید  :  آیا به دنیا به عوض آخرت رضایت داده‏اید ؟  دنیا نسبت به آخرت  جز اندكی نیست  ( 38 – توبه )

     

    17- فرق است بین علاقه به مال و فرزند و سایر شؤون زندگی دنیا و بین قانع‏ بودن و رضایت دادن و غایت آمال قرار دادن اینها

     

    18- مقصود دین ، بستن چشمه‏های محسوس مادی نیست ، مقصود باز كردن وكوشش‏ برای جاری ساختن چشمه‏های دیگر است ، یعنی چشمه‏های معنویات

     

    19- این منطق كه قرآن كریم درباره دنیا و منع حصر علایق به دنیا و مادیات‏ دارد به سبب یك نوع نگرش قرآن است درباره جهان و درباره انسان

     

    20- انسان با این اهمیت ، نباید هدف نهایی خود را دنیا و مادیات قرار دهد و خود را به دنیا بفروشد

     

    21- علی (ع) می فرماید  : بد معامله‏ای است كه خود را به دنیا بفروشی

     

    22- انسان ظرفیت دیگری دارد ماورای این میلها و عواطف ، و آن ظرفیت كمال‏
    مطلوب داشتن است ، ایده‏آل داشتن است . دنیا و مادیات نباید به صورت‏
    ایده‏آل و كمال مطلوب درآید

     

    23- پیامبران نیامده‏اند میلها را و عواطف را از بین ببرند و سرچشمه آنها را
    بخشكانند ، بلكه آنها آمده‏اند دنیا و مادیات را از صورت كمال مطلوب‏
    خارج نمایند و خدا و آخرت را به عنوان كمال مطلوب عرضه نمایند

     

    بقیه در ادامه ی مطلب




    آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 اسفند 1389 10:44 ب.ظ

    ادامه مطلب | نظرات () | نویسنده : علیرضا خادم

.:. صفحات وبلاگ .:.



.:. لینك باكس .:.


*** وبمستر عزیز به منظور افزایش بازدید وبلاگتان، لینك وبلاگتان را به لینك باكس ارسال كنید ***



تبادل لینك

ابتدا وبلاگ ما را با نام دبیرستان استعداد های درخشان شهید بهشتی کاشان لینك كنید سپس از طریق اینجا لینك خود را برای ما ارسال كنید.